و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد
جان مادر دو سالگيت مبارك.
چند روزي تاخير داشت نوشتن اين پست كه فقط و فقط براي توست بند بند جانم.ببخش كه كار زياد است و فرصت كم.خيلي چيزها توي ذهنم هست كه
برايت مكتوب كنم.همه آن چيزهايي كه شبها وقت خوابت به صورت معصوم و سفيدت خيره ميشوم و برايت ميگويمشان.
ناز بانوي مادر به خود ميبالم كه مادرت هستم.از تو ،وجود نازنينت و قلب بزرگت سپاسگذارم كه مرا لايق نام مادري كردي.حس قشنگ داشتنت را در
لحظه لحظه زندگيم جاري كردي.
شيرينكم.دختر خوش زبانم.خانوم.دوستت دارم.هم من و هم پدرت.جان مايي مادر.
ممنونم،از تو بخاطر بزرگيت و گذشتي كه داري.من مادر ناشي را بزرگ كردي.حس مادر بودن.چگونه مادربودن را هر ثانيه به من ياد ميدهي.غزل زيباي آفرينش مرا ببخش اگر گاهي از سر خامي،بي طاقت و كم صبر ميشوم.كمي تند و تلخ ميشوم و تو آنقدر مهرباني كه هيچكدامشان را نمي بيني و باز هم مثل هميشه خنده رو و شيريني.
ميداني من تا به حال به هيچكس نگفته ام اما براي تو اعتراف ميكنم.تودر بهترين زمان زندگيم مالك قلبم شدي،البته بعد از پدرت.گاهي كه به پشت سر
نگاه ميكنم اين را خيلي خوب ميفهمم.تو خواست خدايي.فرشته ي كوچكي كه به اذن خدا توي دلم لانه كرد.بدون برنامه ريزيهاي كذايي و حساب كتابهاي
مادي.فرشته ام آمدنت توي زندگي ما سراسر خير بوده و هست.اين را با تمام ايمانم ميگويم.هر لحظه ات .بودنت ،سراسر تقدس و پاكي.من هميشه خدايي
را براي داشتنت شكر ميكنم.خدايي كه آنقدر مهربان است كه تو را به ما داد.
دلم ميخواست ميشد از حسهاي قشنگي بنويسم كه با آمدنت به زندگيمان آوردي.از كارها و بازيگوشيهاي كودكانه ات.از خرابكاريهايي كه ميكني و همه
شان را به نام مامان تمام ميكني.از چشمهاي نازت كه به محض باز شدن مرا ميخواهند و سري كه شبها روي پاي مادر چشمهايش را به خواب ميدهد.از
تويي كه سراسر عشقي.از نفس كشيدنت.حرف زدنت و كلامي كه هر روز وسيعتر ميشود.از تو كه ميتوانم آنطور كه دلم ميخواهد بزرگت كنم و تو آنقدر
شريفي كه دل به دلم ميدهي و هر چه را ميگويم و ميخواهم ياد ميگيري.از تو.تويي كه نفس مني.شاه بيت هر چه شعر قشنگ است.نامت خورشيد تابان
قلبم من است.به تو و پدرت افتخار ميكنم.
عسل بانوي من.شاهكار قصه زندگيم.دوستت دارم.براي هر چه عشق و عشق است و در برابر دستان كوچكت سجده ميكنم .تمامت تنديس وجودت را
ميپرستم،صنم بهشتي مادر.
دعايم براي تو حالا و هميشه سلامتي.سعادت و خوشبختي توست دختر خرد داديم.
تولد مبارك فرشته كوچك خوشبختي.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4
(مشغول چيدن ميز بودم.كه خانومي يه كوچولو مزه كرد)

(همين ديروز رو راه پله دم خونه منتظر بابايي)

(اينم كه قبل از مراسم)

(چندهفته قبل.لونا پارك)



26 سالمه.سه ساله با مهربونترین آقایی دنیا ازدواج کردم .فرشته کوچولومون خرداد89 به دنیا اومد .اینجا گاه نوشت های زندگیمون ثبت میشه.