برگ صد و هفدهم
سهلام دوستاي گلم
.
مرسي بابت تبريكاتون
.اين دو روز كار خاصي نكرديم.بجز اينكه شنبه رفتيم بيرون كه اقايي تو خيابون يادش افتاد كه كيف اصلاحش رو نياورده اين بود كه خيابونگردي ما نصف نيمه تموم شد و فقط يه كيف سونا گرفتم.سيصد تومن.برا اسپريهام.راستش هر وقت ميريم يه جايي اين اسپريهاي من همينجوري تو كيفم ولن.بعدش اعصابم بهم ميريزه تا بخوام يه چيزه كوچيك رو وسطشون پيدا كنم.اين بود كه رفتم و يه كيف سوناي صورتي خريدم.برگشتني هم يادم افتاد كه كاش برا خواهريهام ميگرفتم.برا كلاه شنا و اينا شون چون اين از اون كيفايي كه دارن جمعتره.بعد از اونم اقايي رفت سلموني و منم تو ماشين منتظر شدم و وقتي برگشت رفتيم مينا شيريني خريديم كه فردا صبحش همسر جان بردن دانشكده .برا خودمونم دو تا شيريني خامه ايي خيلي بزرگ كه نمي دونم اسمش چي بود گرفتيم كه روش پر بود از ميوه و شوكو رول و اسلايس آناناس، تو همون ماشينم نوش جون كرديم. ديروز صبح بعد از كارآموزيم رفتم و برا خواهريا از اون كيفا گرفتم.اما حيف همه صورتيها رو بجز يكي همون ديروز برده بودن و مجبور شدم يه زردم باهاش بيارم كه دو تا شدن.هوس سالاد ماكاروني كردم.سر راه كنسرو ذرت و نون باگت گرفتم و اومدم خونه.برا نهارم همبرگر و سيب زميني سرخ كردم.عصرشم كه تا نزديكاي 5/5 لالا كردم و بعدش برا شام با آقايي رفتيم كاروانسرا سنگي شام خورديم.ديروزم كه هيچ كار خاصي نكردم
.
ميخوام يه سري ملحفه بخرم.برا روي تشكام دارم اما كمه.بايد برم بگردم مثل همون رو پيدا كنم.اميدوارم از اون طرح اينجا باشه چون من اونارو برا تو جهازم گرفته بود.البته يه بار تو اين نساجي سعدي ديدم.حالا برم بلكه مونده باشه.برا برش و دوختشم كه بايد ببرم مامان برام بدوزه چون من بلت نيستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!آخه نيست كه مهموناي ما از نوع شب خوابشن اينه كه بايد داشته باشم چون ملحفه راحت شسته و اتو ميشه. كرم نيوآ كه الهام جون گفتن رو هم ميگيرم گرچه ديگه پوست شكمم ذوق ذوق نميكنه ولي لازمه خوب
.
27 به سلامتي ثبت نام آقاييه.هفته آينده كه برميگرديم خانه پدري تا 26 از اونجام كه همش نزديك دو ساعته .صبحش ميريم جهت انجام كاراي همسر جوني.دلم ميخواد زودتر كار خونه و اينا رو اونجا انجام بديم و بريم.تو اسفند خواهرشوهري و خونواده شوهرش ميان خونمون اينه كه مجبورم فعلا هيچ وسيله ايي رو جمع نكنم.اما بعدش ديگه بايد خيلي سريع كار كنم.بستگي به شرايط همسري هم داره تا ببينيم كار اينجا رو چيكار ميكنه ولي در هر حال رفتن ما از اين شهر قطعيه و چون من خرداد زايمانه نمي خوام بيفته اون وقت.اگه شد كه زودتر بريم بهتره.5 ارديبهشتم كه كارآموزيم خلاص ميشه . ديگه بعدش بايد سريع بريم.گفتم كه هنوز نمي دونم تا شرايط كاري همسري كاملا مشخص نشه.فك كن اينطوري مجبوريم تو كمتر از يه سال دوبار اثاث كشي كنم اونم از يه شهر به يه شهر ديگه!!!!!!!!!!!![]()
نازبانوي منم كه تكون خوردناش محسوستر شده و تقريبا هر يه ساعت و نيم چند تا تكون ميخوره
.اگه گشنم باشه خانوم قهره اما به محض اينكه يه چيزي بخورم همچين بالا پايين ميپره كه بيا و ببين.به موسيقي هم عكس العمل نشون ميده مخصوصا وقتايي كه تو ماشين هستيم و آهنگاي كردي رو ميذاريم تك.ن خوردناش شروع ميشه.همچين تو دلم قر مياد كه همش قربونش ميرم.يكي از تفريحات من و آقايي شده اينكه ميريم جلوي ويترينا وايميسيم و همش برا اين لباساي كوچولو غش ميكنيم و ميخنديم.بعدشم هيچي نمي خريم و برميگرديم.گفتم كه هنوز زوده.فعلا وقت هست.
اگه وقت كنم فردا ميرم و ميدم برام يه سري آزماش تيروئيد و كشت ادرار بنويسه جهت آرامش خاطر خودم.اون روز رفتم كه بنويسه گفت تو هفته بيست و شش يه سري آزماش هست كه بايد اونارو بدي.الان تو هفته بيست و سه هستم
.
26 سالمه.سه ساله با مهربونترین آقایی دنیا ازدواج کردم .فرشته کوچولومون خرداد89 به دنیا اومد .اینجا گاه نوشت های زندگیمون ثبت میشه.