سلام

قالب وبلاگم رو دوباره عوض كردم.انگار خوره قالب  گرفتم.از اين ي كم خوشم مياد.این موشا چه خوشکلن.دوست دارم قالبم يه جوري باشه كه حس ظهراي تابستون رو داشته باشه برام.از اون حساي آفتابي و روشن با بوي خربزه و هلو و هندونه.

چه بهار قشنگيه.همش بارندگي و هواي پاك.فقط كافيه يه سر به طبيعت بزنيد واقعا همه جا بهشته.كاش بهار و تابستون سالي سه بار تكرار ميشد.صرفنظر از هواي گرم،همه چيزش عاليه.ميوه هاش.تعطيلاتش،مسافرتاش خلاصه كه خيلي فصلاي ماهين.كمتر از يه ماه ديگه ني ني ماماني منم به دنيا مياد و من يه دوست خوب و عزيز كه بعد از بابايش از همه برام عزيزتره رو به دست ميارم.يه دوستي كه با هم بزرگ ميشيم و حرف ميزنيم و زندگي مي كنيم.از حالا گفته باشم دخمل خانومي من اول دوستتم بعدش مامي شما.

هفته گذشته م براي اولين بار تو زندگيم چهار شب رو تهناي تهنا بودم.سه شنبه آقايي گرامي رفت زنجان و من تا شنبه تنها شدم.بماند كه نتيجه ش شد به هم خوردن خوابم و اين شبا تا 5.2 و 3 بيدارم و از اون ور تا 5/11، 12 خوابم.اون چند شبم با تلويزيون و چراغ روشن ميخوابيدم.روز دوم زنگ زدم ببينم سويا تنهاس كه برم يشش كه گفت حميد برگشته و منم بيخيال شدم.روم نمي شد با اين دخملي تنهايي شب اونجا بمونم.روناكم نييومد چون با دوستاش ميرفتن نمايشگاه كتاب.عصراشم برا خودم ميرفتم پياده روي.پاساژ بهمنيان تمام مانتوهاش رو حراج زده بود.مانتوهاي خوبي بودن.امروزبا آقايي ميرم و دو تا ميگيرم.يكي مجلسي و يكيم برا بيرون.

ديروز عصر همسر گلم برگشت.منم سوپ شير و قورمه سبزي و الويه درست كردم كه شوشو جوني رو سوپرايز كردم.راستي اون دوغ گاز داري كه سمير دستورش رو گذاشته بودم هفته قبل درست كردم كه ديروز اورديم و نوش جون كرديم.محشر بود.پيشنهاد ميكنم شمام بدريستيد.من عاشق دوغ گاز دارم و همسر نيز همچنين.اما چون دوغ آماده ها نمكش خيلي زياده همسري نمي خوره امنا اين خيلي خوب شد.مخصوصا كه خيلي خيلي كم نمك زدم و كاملا باب طبع همسر جان شد. يه پاكت از از شير يارانه اييها دو تا بطري اب معدني دوغ  داشت.امروزم تو تا ديگه گرتم كه بازم بسازم.خلاصه كه يه مدت ديگه به مرز خودكفايي ميرسيم.

قراره هفته آينده جمعه يا دوشنبه با دوستاي آقايي بريم عليصدر .يه روزم ميريم لالجين اخه من گلدون ميخوام برا ديفنم.

به سلامتي خريداي ني ني تموم شد.كرير ميخواستم بگيرم كه همسري پشيمونم كردونيست ارگونومي خونده شديدا با ساختار كرير مشكل داره و ميگفت برا ستون فقرات بچه كه هوز شكل نگرفته بدترين چيزه.اينه كه ميخوام براش يه ساك حمل بگيرم .قراره اين هفته طرحاي جديد بيارن.برم اونارم ببينم يكي رو برداريم.مامان پول به حسابم ريخت كه برا پرنسس سرويس خواب بگيرم اما چون فعلا جاي كافي نداريم ميخوام پولشو براش چند تا سكه بگيرم كه بعدا بفروشيم و ايشالا يه سرويس خوب براش بگيريم.تازه شم مامان سفارش يه گهواره كوچيك كه تا 2 سالگي براش مناسبه رو داده همون رو فعلا استفاده ميكنم تا يه كم بزرگتر شه.عكس لباس و وسايلشم گرفتم كه سر فرصت ميذارم.هر روز كلي قلبون صدقه شون ميرم.

يه چيز ديگه م اينكه من خيلي به خريد يه سري چيزا اونم از همين الان اعتقاد ندارم و چون دخملي خودمه براش نگرفتم هنوز مثل ظرف غذا و قاشق و اين حرفا.شايد تابستونم يه سفر بريم كه اگه جور شه ميتنم اونارو اونجا تهيه كنم.

اون هفته كه زنجان بودم رفتم پيش دكترم.در عرض كمتر از يه ماه 4 كيلو اضافه كردم.همش ميگفت مواظب وزنت باش ولي دريغ از گوش شنوا.اين روزا راه رفتنم خيلي سنگين شده و همينطور بلند شدنم .عسلم  زودتر به دنيا بيا كه با هم بريم همه جا اوليشم استخر باشه.خدايا دخمليم رو سالم بهم بده ايشالا و امين.

از الان دارم برا جشن خانوم كوچولو برنام ريزي مي  كنم.بين 15 تا 20 تير براش جشن ميگيريم.اونم در سرزمين نادري.هنوزم داريم دنبال اسم ميگرديم.واييي به نظرم انتخاب اسم از زايمانم سختتره.ميگم شما پيشنهادي نداريد لطفا.

هفته قبل با شوشويي رفتيم و نخود فرنگي و لوبيا سبز و باقالي گرفتيم و من مثل اين خجسته دلا نشستم و همه رو پاك و فريز كردم.اينطوري بيشتر دوست دارم  تا اينكه برم پاك كردش رو بگيرم.تازشم ميخوام برم و چند كيلو نخود فرنگي ديگه م بخرم چون اون كمه.يه سري خريد اضافه هم بايد بكنم چون بعد از زايمان تا يه مدت بيرون رفتنم سخت ميشه.مامان هم ايشالا 6،7 خرداد مياد اينجا.5 امتحان بچه ها تموم ميشه و مدرسه تحطيل.يادش بخير ابتدايي .............هييييييي چه زود گذشت.

ديگه فعلا چيزي يادم نمياد.

مي بوسمتون دوست جونياي خودم.