برگ پنجاه و هشتم
من هم خوشحال و آماده
.چون شب نوروز بود مهمونامون زیاد ننشستن.می خواستن برن بیرون برای جشن
.که الان مشغول چه کاریه.آقایی رفت تا فردا صبحش جمعه که برای نهار خونه ما دعوت بود.
اینم عکس بعضی از کادوهام.
http://xs.to/xs.php?h=xs138&d=09152&f=sofre1924.jpg
هفت سين ۲
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09152&f=sofre3885.jpg
تنگ ماهي
http://xs.to/xs.php?h=xs138&d=09152&f=20090408690130.jpg
پارچه لباس کردي
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09152&f=20090408675966.jpg
روسري و شال لباسم
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09153&f=20090408682597.jpg
کفش(چون همش سنگ کاريه مجبور شدم با يه چيزي حالت دارش کنم)![]()
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09152&f=20090408731365.jpg
جعبه جواهر(يه گردنبند و آويز براي عيدي )
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09153&f=20090408712440.jpg
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09153&f=20090408694662.jpg
کيف و روسري عيد
http://xs.to/xs.php?h=xs538&d=09153&f=20090408738458.jpg
سبد گل هفت سین
http://xs.to/xs.php?h=xs138&d=09153&f=20090408703193.jpg
البته يه سري ديگه از وسايل مثل کفش عيد و چمدون و اينا مونده که بعدا مي زارم.آپلود کردن چه خسته کننده است ها![]()
![]()
26 سالمه.سه ساله با مهربونترین آقایی دنیا ازدواج کردم .فرشته کوچولومون خرداد89 به دنیا اومد .اینجا گاه نوشت های زندگیمون ثبت میشه.